آنچنان آلودست
عشق غمناكم با بيم زوال
كه همه زندگيم ميلزرد
چون تو را مي نگرم
مثل اينست كه از پنجره ايي تك درختم را،سرشار از برگ،
در تب زرد خزان مي نگرم
مثل اينست كه تصويري را
روي جريانهاي مغشوش آب روان مي نگرم

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

با سلام
یکی هست توی این دنیا که میدونه من چقدر دوسش دارم
ولی میخوام بگم هیچ چیز قشنگتر از دوست داشتن یه فرشته که توی زمین هست نیست
اگه نیاد دلت می گیره . انتظار می کشتت . اگه دیر کنه دلت شور میزنه و کلی فکر میکنی
حاضری از همه بزنی ولی به اون فکر کنی.وقتی باهاش قهر میکنی و می بینی داره
می گه ببخشید دلت نمیاد اذیتش کنی با اینکه از اون رنجیدی
ولی هیچ چیز داغون ترت نمی کنه وقتی که میدونی اون مال تونیست و زیاد طول نمی کشه که باید برای همیشه ازش جدا بشی و اونو به بهترین خاطره های زندگیت بسپاری
خیلی سخته حتی سخت تر از مصیبت
سکوت تلخ مرا گریه های ریز ریز باران تلافی می کند
التماسی سرد وجودم را آتش می افکند
به حرمت فاصله ها آواز قلبم را به قاصدک ها می سپارم
چشمانم را می بندم، شاید خیال تو مهمانم شود
عجب!
خیالت به سراب ذهنم قدم نمی گذارد
شاید روزی برای همیشه تو را به فاصله ها بخشیدم
و همچون تو اشک باران را نادیده گرفتم
همچون تو صدای قلب ها را نشنیدم
تنها به جرم محبت؟؟

در اتاقي که به اندازه يک تنهايي است ،
دل من که به اندازه يک عشق است ،
به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مي نگرد .
من تمام ساده لوحي يك قلب را با خود به قصر قصه ها مي برم !
و تو مي آيي
بالاخره مي آيي

سلام دوستای گلم
طاعات و عباداتتون قبول
حالا که آخرای ماه مبارکه و همه یه جورای پاکتر و آسمونی تر شدیم بیایید در حق همدیگه خیلی دعا کنیم.دعا کنیم برای ظهور آقا - داشتن عاقبت خیرو دلی شاد و روحی آرام
سلام خوبه چه از ته دل باشه چه از اجبار- نمیدونم سلام را کی اختراع یا ابداع کرد ولی اگر همچین کلمه ای نبود شاید خیلی حرفها یه چیزی کم داشت
الان نمیدونم چه حسی دارم بد یا خوب . بذارید یه خورده حرف بزنم اونوقت شاید شمابفهمید من چمه
ماه رمضان من خیلی دوسش دارم ولی همیشه غصه می خورم که چرا مثل خرس توی این ماه همش خوابم
چرا سحریعد از نماز- دوتا نماز قضا میخونم و امونم نیست برم لالا. چرا لیاقت شب زنده داری و با اخلاص دعا کردن را ندارم شاید از تنبلی باشه نمیدونم ولی دوست دارم حداقل کمتر گناه کنم.میدونم خیلی از انسانها اونقدر با اخلاصند که هر چی میخوان توی این ماه از خدا می گیرند ولی من رمضون گذشته یه چیز با ارزش میخواستم ولی ...بی خیال شاید اونقدر لیاقت نداشتم و همه دعاها هم که مستجاب نمیشه.
هفته دفاع مقدس شاید همه ما جونای این دوره زمونه اونقدر بی معرفت شدیم که همه اون رشادت ها را فراموش کردیم . این روزا که از تلویزیون بهشون نگاه می کنم می بینم چقدر چشماشون زلال و پاک بوده.شاید الان اگه صدتا مرد دور هم باشند ده تاشون صاف و ساده باشند و نگاهشون هرز نباشه نمیدونم شاید هم من اشتباه می کنم ولی بهشون حسودیم میشه چون یه آرمانی داشتند که پاک و مقدس بوده و چقدر زیباست برای یک هدف زیبا جنگیدن. میدونید پدر منم یه مجروح جنگه .همیشه فکر می کنم اگه بابام جنگ نمیرفت و مجروح نمی شد شاید من و خانوادم این همه مشکل نداشتیم یا یه خورده کمتر بود . هر چی خدا بخواد من راضیم به رضای او.
دلم براتون تنگ میشه هر وقت می بینم یه پیام جدید دارم کلی خوشحال می شم
پس تنهام نذارید
وقتی برگهای پاییز رو زیر پات له میکنی به یاد داشته باش که روزی نفس به تو هدیه میکردند
دو خط موازی هرگز به یکدیگر نمیرسند مگر این که یکی بشکند برای رسیدن به دیگری
عشق مهمان مودبی است که ورود خویش را با ضربان قلب اعلام می کند
آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است .
خشكی چشم ها از قصاوت دلهاست
قصاوت دلها از زیادی گناهان
زیادی گناهان از آرزوهای طول و دراز
آرزوهای بلند از فراموشی مرگ است
و فراموشی مرگ از حب دنیاست
و حب دنیا سرچشمه همه گناهان است

