تبليغاتX
یه قلب ساده
یکشنبه 28 مرداد1386 ساعت 17:19
سلام دوستای خوبم

به دلیل مرگ مادر بزرگم که بعدا دلیلش را می گم

نیستم

ولی حتما بهتون سر می زنم

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت 8:53
یه روز نمیدونم چند روز یا چند هفته پیش خوندم که یه کسی گفته بود همه آدما توی زندگیشون  اعتراف می کنند که عاشق کسی شدند که ارزشش را نداره.همیشه به خودم می گم من هیچ وقت این حرف را نمی زنم.الان یه کوه غصه روی دلم نشسته با هیچی حتی با گریه هم نتونستم از بینش ببرم.هر روز بزرگتر میشه . نمیدونم با این دل پر غصه چه کنم.

همیشه که با خدا حرف می زنم می گم خدایا مهرش را از دلم بیرون کن تا هر دومون راحت بشیم . اونوقت من نمیتونم خودم و اونو اذیت کنم.گاهی وقتا فکر می کنم عجب دنیایی هر سری یه فکری داره.چقدر خدا بزرگه که به همه این فکرا واقفه.

نمیدونم چرا آدم نمیشم . چرا نمیخوام واقعیت را قبول کنم.چقدر بعضی عشقا مزخرفه.چقدر ویران کننده و شکننده.کاش از این کابوس وحشتناک بیدار می شدم.کاش همه اینها وقت خواب بود.

...........................................................................................................................

اگر ماه بودم به هر جا که بودم

سراغ تورا از خدا می گرفتم

وگر سنگ بودم به هرجا که بودی

سر رهگذار تو جا میگرفتم

اگر ماه بودی به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

و گر سنگ بودی به هرجا که بودم

مرا می شکستی

مرا می شکستی

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 5 مرداد1386 ساعت 20:45
همیشه اسم امام علی که میاد یه جور حس غرور بهت دست می ده و بعضی وقتها نفرت از کسانیکه حق امام را پایمال کردند و اینکه همیشه دنیا پر بوده ار خوبها و بدها.

اوناییکه خوب بودند بهشون ظلم شده و رنج و عذاب کشیدند و وقتی رفتند نام نیکی ازشون مونده و دسته بدها هم اینجا بدنام و هم بعد از مرگ.

نمیدونم جزء کدوم دسته هستیم بد یا خوب .ولی همه دوست داریم جزء خوبها باشیم

خدایا به حق همین مولود عزیز گناهانمون را ببخش و ما را جزء آمرزیدگانت قرار بده.


از همینجا از دوستای گلم که نتونستم از وبشون دیدن کنم معذرت میخوام انشاءالله جبران می کنم

 

 

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 3 مرداد1386 ساعت 12:36
 
چون سنگ
 
به خود ميپيچم از چون سنگ بودن
 
تهي از عشق وشورورنگ بودن
 
خدايا!روزني،نوري،صدايي
 
تو واينقدر بي آهنگ بودن؟!
 
 
 
چه دلیست این دل من؟
که زتردی چوبک ساقه ی تاک
به شتابی که تگرگ بشکند
ساقه و از هم بدرد پیکر برگ
یا به آسانی یک شاخه ی گل می شکند.
چه دلیست این دل من.....
نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
 

y> html>