تبليغاتX
یه قلب ساده
دوشنبه 28 اسفند1385 ساعت 12:24
سلام به همه دوستای خوبم

پیشاپیش عیدتون مبارک روزهاتون گرم و پراز خوبی و صفا

موقع سال تحویل منو از یاد نبرید که محتاج دعایم

سال خوب و پر از خیر و برکت را برا همتون آرزومندم

 

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  

چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت 11:51
کاش تنها انسانی بودم که در جسمم قلبی نبود

کاش تنها انسانی بودم که میتوانستم عزیزترین فرد زندگیم را فراموش کنم.

کاش تنها انسانی بودم که وجودم تشنه وجود کسی نبود

کاش تنها انسانی بودم که چشمهایم نگاه عاشقی تو را نمیخواست

کاش تنها انسانی بودم ......................

ولی افسوس و کاش برای من بودی تا ابد.

 

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 22 اسفند1385 ساعت 9:33
می دانی که چقدر دوستت دارم حاضرم برایت هر کاری بکنم همیشه وقتی به آن در زرد زل می زنم تا تو بیایی و آنقدر انتظار میکشم و از تو خبری نمی شود بدترین لحظه های زندگیم را پشت سر میگذارم تو می دانی که من تنهام و فقط تنهائیم را تو پرمیکنی حالا هم که دم از جدایی میزنی کاش هیچ وقت تو را نمی دیئم و اینگونه عاشقت نمی شدم اگر تو از پیش من رفتی و برای کس دیگری عشق را معنا کردی میخواهم کا آنروز دیگر در این زمین نباشم                  دعاگویت یاس بهار تو

اگر من زندگی بودم تا ابد برای تو باقی می ماندم

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 18:23
انتظار کشیدن خیلی سخته سخت تر از هر چی که فکرش را بکنید الهی هیچ وقت تجربه اش هم نکنید.
نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 18:4
سلام این عکس ریحانه خانمه به نظر شما وقتی بزرگ شد چه کاره باشه بهش میاد؟

ریحانه

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  

سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت 12:1

به دریا که می اندیشم

 

 بهانه ای برای جاری شدن پیدا می کنم

 

 باید بروم

 

 تا دریا راهی نیست

 

 اما...

 

 تا دریا شدن راه بسیار است وقتی که آمدم، دلم از هر چه آشنایی بود شکست...

 

 دیگر امروز شکسته ام، هم از سردی روزهای پس از جدایی، هم از غرور نوجوانی.

 

 نمی توانم چون دیروزها به طلوع سپید پس از غروبی دلتنگ امیدوار باشم.

 

 سر در گم کوچه های غربت زده را می نوردم و آخرین گام های حیـات خویش را بر جاده خاکی آرزوهایم

 می نهم،

 

امـا این بار ندایــی در قلبم طنین انداز می شود:

 

در نومیدی بسی امید است

       پایان شب سیه سپید است  

 

               

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  

دوشنبه 14 اسفند1385 ساعت 21:21

کی اشکاتو پاک می کنه.........

کی اشکاتو پاک میکنه ، شبا که غصه داری

دست رو موهات کی میکشه ، وقتی منو نداری

شونه ی کی مرهم حق حقت میشه دوباره

از کی بهونه میگیری ، شبای بی ستاره

برگ ریزون های پاییز ، کی چشم به رات نشسته

از جلو پات جمع می کنه ، برگ های زرد و خسته

کی منتظر می مونه ، حتی شبای یلدا

تا خنده رو لبات بیاد ، شب برسه به فردا

کی از سرود بارون ، قصه برات می سازه

از عاشقی  می خونه ، وقتی که راه درازه

کی از ستاره بارون ، چشماشو هم میذاره

نکنه ستاره ای بیاد ، یاد تو رو نیاره

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 14 اسفند1385 ساعت 21:11
سلام دوستای خوبم

امیدوارم بتونم با کمک شما دوستای خوبم یه وبلاگ درست و حسابی را خدمتتون ارائه کنم

نوشته شده توسط یاس بهار | لینک ثابت | موضوع:  
 

y> html>